به مدت 15 ماه تمام مجبور بودم، همه استان ایلام را روستا به روستا بگردم و اکنون می‌دانم در فلان روستا در استان ایلام در دور افتاده‌ ترین نقطه مرزی چه قومیت‌هایی زندگی می‌کنند ...

تطور اقوام در استان کنونی ایلام (بخش اول)

به مدت 15 ماه تمام مجبور بودم، همه استان ایلام را روستا به روستا بگردم و اکنون می‌دانم در فلان روستا در استان ایلام در دور افتاده‌ ترین نقطه مرزی چه قومیت‌هایی زندگی می‌کنند ...

 

 

هرچند می‌دانم که شاید همه اقوامی که ذکر آنها خواهد رفت، همه آن چیزی نباشد که در استان ایلام کنونی وجود دارد!  اما مطمئن هستم 95 درصد آنها هم کسانی هستند، که در ادامه به آنها خواهم پرداخت. ناگفته پیداست که هم اکنون فرهنگ غالب فرهنگ مهکی است، که به نظر بسیاری از بزرگان زبان شناسی ایران و جهان تفاوت چندانی با گویش لکتباران لرستانی ندارد، هرچند تفاوت‌های بسیار جزئی دیده می‌شود و این را در زبان فارسی تهرانی با فارسی اصفهانی هم می‌توان دید، یعنی مخارج حروف و برخی اصطلاحات تفاوتی جزئی دارند، اما چیزی که مسلم است و تاریخ نگاران کُرد و لُر و فارس در نوشته‌های خود به آن اشاره کرده اند، این است که استان ایلام روزگاری به درازای چند صد سال لر نشین بوده، و همه اینانی که الان خود را ((کرد)) می‌دانند، دارای اجداد مشترکی با لرستانی‌ها هستند. چه شده است، که بعد از گذشت 80 سال فرهنگ کردی غالب شده، همان چیزی است که بنده با کندوکاو و پرس و جو  و تحقیق دریافته‌ام، که در این مجال برخی را ذکر خواهم نمود. باید پذیرفت مردمی که اینک در استان ایلام روزگار را به سر می‌برند، از نظر زبانی تفاوت فاحشی با کردهای کردستان اعم از سورانی و کرمانجی  و... دارند و در عوض شباهت بسیار زیادی به لک تباران لرستانی دارند.  اثبات این نکته احتیاجی به آسمان  و ریسمان دوختن ندارد.

 

1- ایلام بعد از اسلام:

فتح ماسبذان یا ایلام به دست ابوموسی اشعری در تاریخ ( 21 ه . ق) ذکر شده است استان ایلام در تقسیمات پس از اسلام جزو ایالت جبال یا کوهستان بود و ایالت سیمره و شیروان جزو قلمرو حکومتی بغداد و بصره محسوب می شدند.

 

2-حُکام کُرد در ایلام

درنیمه دوم سده چهارم هـ.ق حسنویه پسر حسین کُرد ، بر شمال لرستان (ماسبذان) و قسمتی از مرکز آن دست یافت و خاندان او تا سال 406 هـ.ق حکومت کردند، براساس کتاب "تاریخ استان ایلام" نوشته دکتر مرتضی اکبری صفحات 305 تا 321  این خاندان معاصر با حکومت آل بویه بوده‌اند و در نواحی غربی ایران و مناطق کُرد نشین سلسله ای را تشکیل دادند، که قریب به دو قرن ادامه داشته  است. اولین آنها  امیرحسین برزیکانی بوده است، مقر آنها شهر زور بوده و تاریخ تأسیس سلسله آنها 330 ه.ق بوده است. در این دوران سران این خاندان دائماً با حکام دیلمی در کشمکش و نبرد بوده اند، که گاهی پیروز بوده و گاهی هم شکست خورده اند. نام حاکمان کُرد در این دوران به این ترتیب هستند : 1- امیر حسین برزیکانی  2- امیر حسنویه برزیکانی 3- بدر ابن حسنویه 4- هلال ابن بدر 5- امیر طاهر برزیکانی، آخرین حاکم کُرد امیر طاهر است که توسط ابوالشوک حاکم بنی عناز کشته شده است . با قتل امیر طاهر بیشتر نواحی تحت قلمرو او به تصرف حاکم کُرد بنی عناز در آمده است، نام دقیق ابوالشوک فارس ملقب به حسام الدوله ضبط شده است. بعضی از منابع نام آنها را بنی عیار ضبط کرده اند و بعضی دیگر بنی عناز، از آنجایی که منابع این کتاب اکثراً مربوط به تاریخ نگاران کُرد بوده و کار آنها نمی‌تواند خالی از "قوم مداری "باشد ، به نوعی تفکرات(( پان کردی)) پشت خیلی از سطور آنها پنهان است . این کتاب  در بعضی جا ها به خطا رفته است . در ادامه به نمونه هایی اشاره خواهم نمود. بر اساس نظر آقای  ایرج افشار سیستانی در کتاب ایلام و تمدن دیرینه آن ص 130، بنی عیاران هم از بازماندگان خاندان حسنویه بودند که بر قسمتهایی از قلمرو آنان حکومت کرده اند . او مدت این حکومت را یک صد سال عنوان نموده است. سه نفر از مهم ترین حاکمان بنی عناز : 1- ابوالفتح محمد ( 401-381 ه.ق)   2- ابوالشوک فارس (401- 437 ه.ق)   3- مهلهل بن محمد  ( 437- 444 ه.ق)  حکومت آنان تا 511 ه.ق ادامه یافته است. با حمله تُرکان سلجوقی این سلسله از بین رفت و مقدمات حکومت اتابکان لُر فراهم آمد.

 به عقیده نگارنده تسلط بیش از دو قرن کُردان بعد از اسلام در منطقه لرستان و ایلام و کرمانشاه امروزی می‌تواند، دلیل تغییر زبان و لهجه بخشی از مردم این مناطق خصوصاً استان ایلام از لکی به کُردی شده باشد. چون این مهم در تجزیه و تحلیل و ریشه‌یابی گویشوران  استان ایلام می تواند حائز اهمیت باشد.

 

2- اتابکان لُر

بعد از عیاران همواره منطقه ماسبذان (ایلام کنونی) در کتب و منابع مختلف جزء سر زمین لرستان فیلی محسوب می‌شده است.  اتابکان لُر از این تاریخ به بعد بر سرزمین لُرستان حکومت کرده اند و حکومت آنها در فاصله 570 تا 1006 ه.ق بوده است، و اولین حاکم آنها شجاع الدین خورشید بوده است او را در منابع مختلف از طایفه چنگروی که از اقوام لُر می باشد، قلمداد کرده اند.

((شجاع الدین خورشید حکمران لُرستان تمام ترک‌های بیات را بیرون رانده و مانند عشایر زندگی می‌کرد تابستان در گریت و بالاگریوه و زمستان در دیلورو (دهلران) زندگی می‌کرد))

 

4-ماجرای جنگ اتابک لُر و حاکم کُردستان

درگیری بزرگی که بین کُرد و لُر در تاریخ ثبت شده و بعضی از معمرین منطقه نیز به صورت بسیار مبهم به آن اشاراتی دارند، مربوط به دوره حسام الدین خلیل از نوادگان شجاع الدین خورشید،  اتابک لُر می باشد،از آنجایی که عزالدین گرشاسف اتابک لُر به خاطر قتل و ظلم و غارت مردم توسط حسام الدین خلیل کشته شد، و از طرفی عز الدین گرشاسف داماد حاکم کردستان بود یعنی شاه سلیمان حاکم کُردستان دایی فرزندان اتابک لُر بوده است، بنابراین او به در خواست فرزندان عزالدین گرشاسف به خون خواهی شوهر خواهرش با سپاهی عازم لُرستان شد و در نبردی که بین آنها در گرفت، کُردها به سختی شکست خوردند، این جنگ 30 بار تکرار شد و در تمام موارد اتابک لُر پیروز این نبردها بودند، به گونه ای که لشکر حاکم کردستان مجبور به عقب نشینی شدند و قلعه بهار به تصرف لُرها در آمد.  عمربیگ به دستور سلیمان شاه مأمور فتح قلعه بهار شد، که او نیز در نبردی خونین کشته شد و باز هم کُردها مغلوب شدند، سلیمان شاه به خلیفه عباسی وقت شکایت کرد و کمک خواست، خلیفه هم که از امرای لُر کوچک ( ایلام و لرستان) ناراضی بود، سپاهی به کمک حاکم کردستان فرستاد این سپاه 60 هزار سوار و 9 هزار پیاده عرب و کُرد را شامل شده است در تاریخ 640 ه.ق جنگ بین طرفین در گرفت؛ در این نبرد لُرها مغلوب شدند و حسام الدین خلیل کشته شد و سرش را نزد حاکم کردستان فرستاند و جسدش را سوزاندند. این ناجوانمردی را بدر الدین مسعود پسر حسام الدین خلیل جانشین اتابک لُر بی پاسخ نگذاشت او نیز نزد هالاکو خان رفت و در نبرد هالاکو خان علیه خلیفه بغداد شرکت کرد در این نبرد ، شاه سلیمان حاکم کردستان در جریان دفاع از بغداد کشته شد، و بدر الدین از سوی هالاکو خان به حکمرانی لُرستان برگزیده شد.

آخرین اتابک دوره تیمور،  شاه حسین بود ، که در شجاعت زبانزد بوده است ، اتابکان لُر در دوره صفویه عبارت بودند از : 1- شاه رستم 2- اغور  3- شاه رستم دوم    4- محمدی   5- شاهوردی خان .

میرنوروز بزرگترین شاعر لُر اهل استان ایلام کنونی است براساس کتاب "میرنورز شاعر ناشناخته لُر " نوشته  جناب دکتر کرم علیرضایی  ص5 . میرنوروز  نوه ی ، شاهوردیخان آخرین اتابک لُر بوده که در حال حاضر بعد از گذشت بیش از 400 سال هنوز سروده های لُری او زنده اند و در کاست های امروزی خوانده می شوند و قلب و روح انسان هایی که معنای آن را می‌فهمند تسخیر  می‌کنند . این شاعر توانا علاوه بر شعر لُری به ادبیات فارسی نیز تسلط خارق العاده ای داشته است. این شاعر اهل دهلران (دیلرو) بوده و مدتی نیز در شیراز زندگی کرده است، در حال حاضر قبر این شاعر نامدار که اشعارش در تمام مناطق لُر نشین سر زبانهاست در دهلران و در گوشه‌ای نامعلوم است. مردم بومی اعتقاد دارند چون او اهل جادو و جمبل بوده، خاکش هم می‌تواند جادو کند به همین خاطر قبر او مانند سرنوشت قوم لُر در هاله ای از ابهام قرار دارد، برخی از اهل قلم شهرستان دهلران تمام این حرف ها را خرافات می دانند و اعتقاد دارند که میر نوروز شاعری عارف مسلک بوده که از ظلم قزلباشان ناراضی بوده و گاهی هم با آنها سر ناسازگاری گذاشته و دلیل مرگ میر را همین ناسازگاری ها می دانند . به نظر یکی از معمرین دهلران قبر او  در زیر بستر رود چشمه آبگرم دهلران ((سر گه رو)) قرار دارد!

 

5-والیان لرستان از افشاریه تا اوایل دوره قاجار:

حسن خان والی اولین والی لرستان بود ،والیان این دوره به ترتیب عبارتند از : 1- حسن خان 2-شاهوردی خان  3- علی قلی خان 4- منوچهر خان  5- حسین خان دوم  6- شاهوردی خان 7- علیمردان خان  8- اسماعیل خان .. ایلام امروزی هم جزو این قلمرو محسوب می شده است، اما در این بین هفتمین والی لرستان علی مردان خان جزء رشید ترین والیان لرستان بوده است که حماسه رشادت های خودش و دو تا دختردلاورش که همواره در نبردهای مختلف همراه او بوده اند ورد زبان‌ها است. او در زمان سیطره افغان ها به سر می‌برده است. و بعد از فتنه افغان‌ها و تسلط نادرشاه ، دوباره به لرستان بر می گردد و به مقام بیگلر بیگی لرستان منسوب می‌شود. نبردهای سختی نیز با تُرکان عثمانی برای حراست از خاک وطن انجام داده است، که در خور تحسین است، و حتی در سندی  به عنوان سفیر ایران برای مذاکره با عثمانی ها به خاک آنها می‌رود.

 

6-والیان پشتکوه لرستان(ایلام کنونی)  :

والیان پشتکوه لرستان (( ایلام امروزی)) عبارتند از : 1- حسن خان فیلی  2- عباسقلی خان فیلی 3- حیدر قلی خان فیلی 4- حسینقلی خان فیلی   5- غلامرضا خان فیلی  که آخرین آنها بوده است.

در دوره حسن خان بود که محدوده تحت اختیار والی لرستان به ایلام امروزی محدود گردید. مشهور ترین والی لرستان پشتکوه، حسین قلی خان است که لرد کُرزن به ملاقات با او اشاره کرده و می‌نویسد ((وی خوش محضر است و قیافه جالب و ریش دراز دارد و به اولقب ریش بزرگ داده اند او را الفیلی ( فیلی) هم می خوانند و به واسطه هیبت زیاد و خشونتش ابو قداره لقب دارد))  نام ایلام طبق اظهارت لرد کُرزن ده بالا بوده است، اما بعدها به خاطر همین حسینقلی خان به حسین آباد معروف می شود. ژاک دومورگان فرانسوی هم در کتاب، هیئت علمی فرانسه در ایران ج 2 صص 241-242 به دیدار با این والی اشاره می‌کند و به نوعی حرف‌های کُرزن در باره او را تأیید می کند . البته نا گفته نماند حسینقلی بارها و بارها در جنگ با اعراب آنها را از تجاوز به مرز ایران بازداشته و متواری کرده است . غلامرضا خان پسر او هم همانند حسینقلی خان جسور بوده است ،اما با ظهور خاندان پهلوی ، و احضار او توسط رضاخان به تهران ، او با نقدینه و جواهرات به عراق گریخت و اینگونه خاندان والیان متلاشی گردید.

به دستور این والی در منطقه تخت خاتون واقع در 34 کیلومتری ایلام امروزی بر روی سنگی به عرض 1 و طول  2متر مختصری از تاریخ والیان آورده شده است. او در این کتیبه که به خط فارسی نوشته شده است: تاریخ لرستان فیلی را بررسی می کند و این سندی است بر این که ایلام همان لرستان پشتکوه است که اکنون با مختصری تغییر در فرهنگ مواجه شده است، که در ادامه به آن خواهیم پرداخت .

در دوره پهلوی با کنار رفتن والیان بر اساس آخرین تقسیم بندی در سال 1339 هـ.ش ایران به 14 استان 6 فرمانداری کل ، 139 فرمانداری و 449 بخشداری تقسیم شد . که استان ایلام کنونی شهرستانی از استان کرمانشاهان محسوب می‌شد ،  اما بنا به آخرین تقسیمات کشوری و بر اساس مصوبه هیئت وزیران در 17 فروردین 1353 هـ.ش فرمانداری کل ایلام به استان کنونی تبدیل شد.   .

 

7-آیا لَُر ها زیر مجموعه قوم کُرد هستند؟

این سوال بسیار جدی است. چون پاسخ این سوال برای تجزیه و تحلیل یافته های این طرح بسیار حیاتی است. محقق علاوه بر مراجعه به اسناد مکتوب از روایت شفاهی  نیز کمک گرفته تا بتواند ، بدون کوچکترین لغزشی  تحقیق خویش را به سامان برساند. پاسخ خیلی از بزرگان و نویسندگان و مردم شناسان  به این سوال منفی است،  اما بسیاری از نویسندگان کُرد در کتب و مقالات خویش همواره لُر را زیر مجموعه قوم کُرد محسوب می‌کنند، و اصرار زیادی هم بر این امر نشان داده اند.

مثلاً جناب آقای اکبری در کتاب " تاریخ استان ایلام "صفحه  326 در چند سطر نفرت خویش را از قوم لُر  ابراز نموده است و نوشته است، (( گرچه اتابکان لُر کوچک بر این ناحیه حکومت داشته اند اما ترک نبوده اند!! بلکه ساکنان بومی بوده اند و مردم استان ایلام هم از لحاظ تقسیمات زبانی قومی و نژادی جزء لُر ها محسوب نمی‌شوند . بلکه اکثریت مردم ایلام ، کُرد هستند ، و جزء طایفه و قوم و نژاد کُرد محسوب می شوند)). اما  یکی از مردم شناسان مطرح کشور و دنیا  که لُر را مستقل از کُرد می داند "دکتر سکندر امان الهی"  است. که در اینجا به برخی از استدلال های ایشان که در کتاب " قوم لُر" آمده  می پردازیم:

 او در کتاب قوم لُر صفحه 15 و 16 می نویسد اصولاً واژه لُر برای اولین بار در نوشته های بعضی از مورخین و جغرافیا نگاران قرن چهارم ه.ق  و بعد از آن می بینیم که اغلب به صورت اللریه ، لاریه ، بلاد اللور ، و لوریه ضبط شده است با این حال تا قرن 8 ه.ق هیچ گونه نظری در باره وجه تسمیه این قوم ابراز نشده است، بر اساس نظر دکتر امان الهی از قرن 8 ه .ق به بعد است که بعضی از مورخین چون حمدالله مستوفی، معین الدین نطنزی، قاضی احمد ابن محمد غفاری کاشانی مطالبی در این زمینه نوشته اند. او در همین صفحات به نظرات این نویسندگان پرداخته است مثلاً به زبده التواریخ  نوشته حمد الله مستوفی اشاره کرده و می نویسد : آمده است که وقوع  [این اسم بر آن ] قوم، به وجهی گویند که در ولایت مانرود دهی است که آنرا کُرد خوانند و در آن حدود بندی است که آن را به زبان لُری کول می خوانند و در آن بند موضعی که آنرا  لُر خوانند. چون در اصل ایشان ازآن موضع بر خاسته اند ، از آن سبب ایشان را لُر گفته اند.

وجه دوم آنکه به زبان لُری کوه پر درخت را لِر گویند بکسر راء به سبب ثقالت ری کسره لام را به ضمه بدل کردند و لُر گفتند. وجه سیوم آنکه شخصی که این طایفه از نسل اویند ، لُر نام داشته  و قول اول درستتر می نماید و هرچیز که درآن ولایت نبوده به زبان لُری نام ندارد و به مجاز از نقل زبانی دیگر نام بر آن اطلاق کرده اند.  این نظر توسط چند نفر دیگر با کمی تفاوت  تکرار شده است، دکتر امان الهی نظر پرفسور مینورسکی را با اهمیت می‌داند(چون نظرات او حداقل به دور از قوم مداری است و لی هر ایرانی می تواند به خاطر حب و بغض هایش مطالبی له یا علیه قوم دیگر بنویسد) نامبرده رویات گذشته را به جز موارد بی اساس و توام با خرافات ذکر نموده است  و آنها را مردود می داند. دکتر امان الهی در صفحه 21 همان کتاب  می نویسد ((سر هنری راولینسون اولین کسی است  که به طور دقیق از رابطه بین زبان لُری با زبان فارسی باستان پرده برداشت و بدینسان متوجه پیوستگی قومی بین پارسیان باستان و لُرها شد. او در ادامه به نقل از دانیلو پزشک سفارت کبرای روسی می نویسد((تا آنجایی که می توان از مشاهده تعداد کمی از افراد لُر قضاوت کرد مذهب و نوع خصوصیات جسمانی می رساند که لُرها در خالص ترین قبایل ایرانی میباشند)).

در قسمت دیگر به نظرات ریپلی  اشاره نموده است: (( نوع ایرانی خالص فقط در دو ناحیه  محدود پیدا می شود. یکی در میان مردم فارس اطراف تخت جمشید در شمال شرقی خلیج فارس و دیگری در میان لُرها یا کوهنشینان سمت مغرب.)). او به مطالب افراد دیگر چون هنری فیلد و لُرد کرزون هم اشاراتی دارد. به طور مثال لُرد کرزون در باره لُر ها می‌نویسد: (( این موضوع که لُرها ازچه قوم و طایفه ای بوده اند و از کجا آمده اند  از رازهای باز نشده تاریخ بوده است و خواهد بود. اینان قومی هستند بدون تاریخ، بدون آثار مکتوب و حتی بدون هر گونه روایتی در باره گذشته خود!!  بعضی از نویسندگان اصل آنها را از ناحیه باکتریا ( بلخ) پنداشته اند و همین قدر کافی است که اعتراف کنیم آنها از نسل و نسب ایرانی اند و از قرنها پیش در این نواحی کوهستانی خویش زیسته اند .)).

 او در صفحات 25 و 27 به تاریخ دیرینه سرزمین های لُر نشین همانند ایلام، لرستان، بختیاری، فارس، خوزستان اشاراتی دارد که در خور توجه اند. او به نوشته دیاکونف و گیرشمن اشاره کرده و می گوید ((محل سکونت کاسیت‌ها از ازمنه قدیم تا فتح ایران به دست اسکندر مقدونی کشور کوهستانی بود که در فهرست ما همان ناحیه 8 (عیلام باستان) که اکنون لرستان نامیده می شود.))  او در صفحه 33می گوید: متاسفانه دانسته‌های ما در باره روابط کُردان و لُران اندک است. و به کتاب (مسالک و ابصار فی ممالک الامصار نوشته ابن فضل الله العمری اشاره دارد که نویسنده ای مصری است، او به وجود لُر ها در مصر و سوریه اشاره کرده است که زبر دستی و چالاکی آنها زبانزد بوده است ، همین امر باعث وحشت صلاح الدین ایوبی شده  و او به قلع و قمع آنها پرداخته است. نکته جالب آن است که حمد الله مستوفی اشاره به مهاجرت اقوامی از جبل السماق شام به مناطق لُرستان می کند. و حتی نام آنها را هم ذکر کرده خیلی ها آنها را به غلط کُردان کوچ کرده از سوریه می دانند،  چون در حال حاضرشاید!! فقط کُرد ها ساکن سوریه هستند!  و با وجود این سند و این که صلاح الدین خود کُرد بوده و آنهایی که که تبعید شده یا کوچانده شده اند همان لُرهایی هستند که در نوشته های ابن فضل الله العمری آمده است.

بنابراین با توجه به گفته‌های نادرستی که در مورد ریشه قومی لُرها و اینکه شاخه ای از کُردان می باشند وجود دارد مجبوریم این مهم را بررسی کنیم. چون برخی نویسنگان کُرد زبان چون رشید یاسمی (کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ص 172-181) – شیخ مردوخ کُردستانی (تاریخ کُرد و کردستان و توابع ص 75 – 117) و غیره  اقوام ایرانی غیر ترک به ویژه لُر ها را کُرد قلمداد کرده اند. به گونه‌ای که جناب آقای صدیق بورکه‌ای در کتاب  تاریخ کُرد و کُردستان نشر آتیه – با بررسی تاریخ؛ همه مردم ایران را کُرد می داند. از رستم دستان  تا اسفندیار رویین تن ...و گرگین میلاد شاهنامه تا ماد و گوتی ها و لولو بی ها ، کاسی ها، ساسانیان و کریم خان زند  که لُر بودن او را همه می‌دانند و حتی در آثار مکتوب باقی مانده او خویش را لُر خوانده است و...و...و همه را کُرد می داند البته تفاوت بورکه و کُلن نویسندگان کردستان با دوستان پان کرد ایلامی این است ، که آقای بورکه‌ای قوم کرد را به چند شاخه تقسیم کرده و قوم لر را نیز جزء آن محسوب می‌کند و جالب است که بدانیم اکثر مورخین کرد تبار ایلامیان امروز را لر می دانند!!.

اما سؤال این است محقق که هیچ حتی آدم معمولی هم تعجب می‌کند ، که لُرها کُردند؟!! چرا اینقدر تعصب و تحریف تاریخ باید وجود داشته باشد. شاید نتوان هویت افراد شاهنامه را عوض کرد،  اما هویت قوم لُر که کمترین آثار مکتوب را دارند کار بسیار ساده و آسانی است. به گونه‌ای که این تغییر هویت را مجری به چشم خویش. دیده است که در طی 15 سال اخیر طایفه بالوی دهلران که لُر زبان بوده اند اکنون کُردی صحبت می‌کنند. گذشته از همه اینها نگاهی به گذشته ادبی لرستان كه در متون مذهبی یارسان محفوظ است، هر پژوهشگری را به این حقیقت آگاه می كند، كه ده‌ها نفر با لقب لرستانی به زبانی سروده اند، كه خیلی بیش ازآنكه به لُری خرم آبادی یا بختیاری و.. شباهت داشته باشد به لكی بر می گردد، ولو اینكه برخی پژوهشگران این سروده ها را تماماً گورانی و گورانی را هم كُردی بدانند. چگونه می توان تردید كرد كسی كه دوبار در نامش واژه لُر آمده است (بابا لره لرستانی، قرن دوم هجری) و یا یكبار (فاطمه لره گوران) و ده‌ها نفر با لقب لرستانی، لُر نبوده اند؟ (برای اطلاعات بیشتر نك: آثار دكتر صفی زاده با عناوین «نام آوران یارسان« و »كلام خزانه» و..)«لُرستان فیلی» لُر نشین است.

«و در این جای هیچ شکی نیست، اگر به لُرستان همچو یک نامجای تاریخی بنگریم (بدون مرزهای سیاسی و جغرافیایی) ، مشاهده می کنیم، که اکثر مردم لُر فیلی «لک زبان» بوده اند و آنچه امروز تحت نام «لُر» یا «لُری خرم آبادی» مطرح می‌شود، شامل جمعیت اندکی از مردم استان لُرستان می شود، به گونه ای که اکثر قریب به اتفاق استان لُرستان لک هستند ، پس لُری فقط شامل گویش‌های خرم آبادی و بروجردی و... نمی‌شود و شامل، لکی و بختیاری هم بوده که در محدوده‌ای خارج از استان لُرستان فعلی هم وجود دارند، که عبارتند از قسمت‌هایی از کرمانشاه، ایلام، خوزستان، کهکیلویه و بویر احمد، چها محال و بختیاری، نور آباد ممسنی در استان فارس و روستاهای مختلف دیگر در سطح استان فارس و اصفهان، قسمت‌هایی از استان مرکزی ،  قسمت‌هایی از بوشهر، کرمان، خراسان رضوی و جنوبی، و حتی بخش‌های کوچکی از استان کُردستان..

وقتی سخن از لُرستان تاریخی می رود. بی درنگ تقسیم بندی پیشکوه و پشتکوه خودنمایی می کند، آنچه در باب استان لُرستان فعلی در گفتار بالاتر بیان شد، می تواند برای تعیین توازن جمعیتی پیشکوه روشنگر باشد، درباره پشتکوه نیز باید در درجه نخست از استان فعلی ایلام نام ببریم. که با همه ی کوچکی اش رنگین کمانی از گویشهای متفاوت لُری را دارد. که امروزه با عناوینی همچون کُردی، کُردی فیلی، کُردی ایلامی یا محکی ، کُردی جنوبی یا پشتکوهی، لکی، لری، هندمینی، بدره ای و.. معرفی می شوند، آنچه مسلم است این است، که استان ایلام کنونی جزء منطقه لُرستان بوده است و اتفاقاً در پاره پاره تاریخ این دیار مرکزیت لُرستان را نیز داشته است. چگونه می شود که مرکز لُرستان اکنون همه کُردند؟ پاسخ این سوال در سطر های گذشته آمد، دلیل مطرح کردن این سوال فقط تأکیدی است برای یافتن دلایلی محکم تر از دلایل من می‌باشد؟! .همانگونه که می‌دانیم و دیدید.

در استان كنونی ایلام لُری فقط منحصر می‌شود، به درصد ناچیزی از ساکنان مناطق جنوبی استان و بقیه مردم ایلام به لک و کُرد تقسیم می شوند.  این سخنی است که بیش از هر چیز ریشه در فعالیت "جنبش کُردی" و عدم فعالیت و روشن بینی لُران دارد. نکته جالبی که وجود دارد به وجود آمدن جنبش های ((لُری)) در کشور عراق است، زیرا بسیاری از مردم لُرستانی تبار عراق به این نتیجه رسیده اند، که کُردهایی که لقب فیلی دارند در اصل لُر هستند و در حال حاضر سایتی اینترنتی با نام ((لورستان الغربیه)) چندی است شروع به فعالیت کرده و تمام اخبارش مربوط می شود به لُرها و شاید کُردهای فیلی ...ساکن کشور عراق. وضعیت فرهنگی و قومی در مناطق غرب کشور و لرستان در سالهای اخیر به گونه ای پیش رفته است که به نظر میرسد باید برای پیدا کردن «لُر» و «لُرتبار» و «لُر زبان» حتی در استان لُرستان مقداری به زحمت بیفتیم (!) علاوه بر اینکه مردم برخی شهرهای استان که از نظر جغرافیایی و یا فرهنگی و زبانی به مرکز کشور نزدیکتر شده‌اند، حتی در تلویزیون استان لُرستان هم به اشتباه غیر لُرزبان معرفی می شوند، برخی از عناوینی که به این مردم اطلاق می شود از قبیل بختیاری و بروجردی سابقه کاربرد تاریخی دارند و اگرچه هیچ زبان شناسی این گویشها را خارج از دایره لُری تشخیص نداده است با اینحال گاهی به نامهای خود خوانده میشدهاند.  اما اخیراً همین الگو به تمام شهرها و گویشهای دیگر هم تسری پیدا کرده است، آخرین نمونه آن ظهور یک زبان بدیع الایجاد است به نام «فارسی محلی» به نوشته سایت میراث فرهنگی استان لُرستان این گویش در شهرهای حوزه دشت سیلاخور دورود و ازنا رایج است.!!! قضاوت با اهل ذکاوت»

 تنها کتابی که به طور کامل به اقوام ساکن در استان ایلام کنونی پرداخته کتاب(( مجموعه آراء درباره ساکنین پشتکوه ایلام )) نوشته جناب آقای جعفر خیتال است، این کتاب که مهمترین کتاب در زمینه قوم شناسی استان ایلام است، را ابتدا بررسی کردهایم و بعد به منابع دیگر نیز پرداختهایم . جناب آقای خیتال در این کتاب کار نسبتاً بزرگی انجام داده اما مثل بسیاری از کتب موجود شامل کاستی هایی نیز میباشد . که محقق به بعضی از این اشکالات نیز اشاراتی دارد .   

نمیتوان منطقه پشتکوه را به طور مجزا از لرستان بررسی کرد * خیتال ، جعفر ، مجموعه آراء درباره ساکنین پشتکوه ایلام  صفحه 113 ، ناشر کتابخانه اسماعیلی ،چاپ زمستان 1369 ...

جناب آقای خیتال به نقل از هنری فیلد در کتاب ((مجموعه آراء در باره ساکنین پشتکوه ایلام ؛ در صفحه 113 می نویسد. لُر کوچک یا لرستان کوچک شامل ناحیه ای است بین دزفول در جنوب و کرمانشاه در شمال و بین آب دز در مشرق و مرز ترکیا در مغرب و این ناحیه به دوقسمت تقسیم شده است پیشکوه و پشتکوه))  ... او در همین کتاب و صفحه 124 مینویسد" تعداد زیادی از مورخین ساکنین پشتکوه را لُر دانسته اند،  از جمله، رزم آراء – مینورسکی – ایزد پناه – بریون و غیرهم که ایل بیرانوند را که از ایلات لُر محسوب هستند از اولین ساکنین ارتفاعات مهم پشتکوه ( کبیر کوه) بحساب می آیند " . شرایط کنونی قومی  استان ایلام بسیار پیچیده است، این استان بر اساس منابع تاریخی در گذشته  منطقه ای کاملاً لُر نشین بوده است، که البته تعدادی از طوایف  قوم کُرد نیز در آن ساکن شده اند.

 او در همین کتاب  صفحه 120  می نویسد :" قبایل پشتکوه در جنوب غربی لرستان بادیه نشین بوده و به لُرهای فیلی معروفند و به والی  تا حد زیادی وفادارند" و در جای دیگر همان صفحه  می نویسد" هنوز خرم آباد را رسماً خرم آباد فیلی می گویند ". بر اساس نظر آقای خیتال در صفحه 130 همین کتاب  به نقل از بریون می‌گوید: " اتابکان اهل لُرستان نیستند و حتی پدرانشان اهل لُرستان نبودند، آنها از جای دیگر به لرستان آمده‌اند، و بلندی قدشان مثل لُرها نیست. اولین اتابک لُرستان به نام ابوطاهر از خوزستان به لُرستان آمده بودند" سوالی که اینجا مطرح می شود این است که اگر جناب آقای بریون از لُرهای خوزستان بی اطلاع بوده جناب آقای خیتال چرا این اشتباه را تکرار کرده است،  چرا که می دانیم شهرستان های ... شوش  - اندیمشک و قسمتی از دزفول و شوشتر و بهبان، مسجد سلیمان ، ایذه ، باغ ملک و... به زبان لُری تکلم می کنند و لُر هستند و جالب تر آن که اهالی شوش و اندیمشک به گویش لُری خرم آبادی تکلم می کنند. و نکته جالب تر این که خیلی از لُر ها در گذشته به عراق مهاجرت کرده اند و ساکن عراق شده اند و زبانشان در حال حاضر عربی است. اگر فرض بر این باشد که خوزستانی ها همه عرب هستند که این خیلی دور از انصاف است.

باز هم بر اساس روایات شفاهی موجود در منطقه خیلی از لُرها در عراق ساکنند و به اعتقاد معمرین منطقه  عرب های خوزستان و خیلی از مردم عراق که ساکن نوار مرزی با ایلام کنونی هستند در اصل لُر هستند. و این ابوطاهر می تواند از همان ها باشد و آخرین دلیل میرنوروز بزرگترین شاعر لُر زبان است که نوه آخرین اتابک یعنی شاهوردیخان است که پیشتر به آن اشاره نمودم.

 اما به خاطر فعل و انفعالات  10  قرن  گذشته که اطلاعات ما در باره آن محدود است، فرهنگ و زبان کُردی در زمان معاصر غالب شده است. اولین نشانه های تسلط فرهنگ و زبان کُردی در قرن های 5و6 ه.ق قابل تشخیص می باشد، در این دوره خاندان فضلویه کُرد حاکمان منطقه ایلام و لرستان و کرمانشاه شدند و بعد از آنها حکام بنی عیار که آنها هم از طوایف کُرد هستند؛ به قدرت رسیدند و قابل پیش بینی است که آنها با بیش از 2 قرن حکومت بر مناطق ایلام و لرستان و کرمانشاه باعث تغییرات فرهنگی زیادی شده باشند، که  از جمله آن رواج زبان کُردی است . این تأثیرات فرهنگی با روی کار آمدن اتابکان لُر تا حدودی از بین رفت، اما با  قدرت گرفتن سلسله پهلوی و لُر کُشی دوباره فرهنگ کُردی غالب شده و تا کنون ادامه یافته است. وقتی که رضاخان  با کودتای نظامی ایران را در تاریخ 1299 ه. ش تحت تسلط خویش در آورد، با قشون کشی خصوصاً به مناطق لُرنشین که به سرکشی و تمرد مشهور بوده اند، ضربات جبران ناپذیری بر فرهنگ و قومیت این منطقه زده است و با تبعید کردن ایلات و عشایر به مناطق غیربومیشان، مراتب از هم پاشیدگی ایلات و عشایر لُر را فراهم نمود.

براساس روایات شفاهی و اسناد مکتوب سپهبد امیر احمدی در سرکوب عشایر لُر نقش مهمی را برای رضاخان بازی کرد.  در تاریخ 1307 شمسی سپهبد امیر احمدی ، سپاهی به سر کردگی محمد صادق کوپال را  با درجه‌ی سرلشکری عازم پشتکوه لرستان (ایلام امروزی ) نمود. ولی نیروهای او توسط عشایر پشتکوه محاصره شدند، که با ورود نیروهای کمکی، رزم آرا محاصره شکسته شد و والی فرار را بر قرار ترجیح داد. مقارن این ایام جمعی از روسای عشایر لرستان که به آنها تأمین داده شده بود، توسط سر لشکر حسین آقا جان خزایی به دار آویخته شدند، از آن به بعد اعدام خوانین و بزرگان لُر شروع شد. به قول معمرین یکی از دلایل گرایش لُرها به فرهنگ و زبان کُردی در قرن اخیر همین جریان است، چون آنها با کُرد قلمداد کردن خود و تغییر لهجه و زبان از مرگ رهایی می‌یافتند ، و این روند با گذشت چند دهه باعث به وجود آمدن هویتی جدید شده که اکنون در ایلام وجود دارد، .. دلیل دیگری که اصل و نسب ایلامیان امروزی را لُر محسوب می کنیم ، این است که به فرماندهی فرزندان غلامرضا خان فیلی که هیچ کس در لُر بودنش شکی ندارد، قیام گسترده ای توسط مردم منطقه خصوصاً ایل های شوهان و ملکشاهی و بدره ای  در تاریخ 1308 شمسی رخ داد که توسط نیرو های دولتی سرکوب گردید و بسیاری از دلاوران آنها  هم به خاک و خون کشیده شدند.