تبلیغات
وبلاگ یک لر لک

نقوش لری قالی ایلام

پنجشنبه 19 تیر 1393 نویسنده: آرش محمدی |

لرها به عنوان یکی از اقوام بزرگ ایران تاثیر به سزایی در رشد صنایع دستی ایران زمین داشته است، نقشمایه‌های شاخص و متداول 12 یا چند تاجی، 3 یا چندطوقی، گوچنگی، چنگروه‌ای، گوشخواره‌ای، آینه‌ای، ساره‌ای و... این طرح‌ها از فرهنگ، آداب و رسوم و عقاید مردمان كوچ‌نشین لُر نشات گرفته است.

نقوش لری قالی ایلام

لرها به عنوان یکی از اقوام بزرگ ایران تاثیر به سزایی در رشد صنایع دستی ایران زمین داشته است، نقشمایه‌های شاخص و متداول 12 یا چند تاجی، 3 یا چندطوقی، گوچنگی، چنگروه‌ای، گوشخواره‌ای، آینه‌ای، ساره‌ای و... این طرح‌ها از فرهنگ، آداب و رسوم و عقاید مردمان كوچ‌نشین لُر نشات گرفته است.

 

توضیح : این مقاله در مجله‌ی تخصصی "نقش و فرش" به چاپ رسیده است.

 

مقدمه:

این مقاله خلاصهای از طرح تحقیقاتی ، « شناسایی و ریشهیابی نقوش بومی فرش ایلام»

است، که در حال اجرای فاز دوم تحقیق میدانی قرار دارد،  از این رو برخی یافته های تحقیق به عنوان سند در این مقاله استفاده شده است.

ایلام استانی است ، با قدمت چند هزار ساله ، و قسمتی از عیلام باستان به مرکزیت شوش دانیال واقع در خوزستان است. اطلاعات تاریخی اهل فن و کارشناسان فرش کشور در باره استان ایلام بسیار اندک است، این بیاطلاعی سبقه ای به درازای 200 سال دارد ، چون با روی کار آمدن خاندان قاجار، و دشمنی این سلسله با خاندان لُرتبار زند، جفاهای فراوانی به این قوم دلاور رفت، که گوشه گوشه تاریخ گواه و مؤید این مطلب است، بعد از قاجار و با کنار رفتن غلامرضاخان فیلی آخرین والی لرستان پشتکوه (ایلام کنونی) این قوم، ارزش و اهمیت منطقه‌ای خود را از دست داد ، از سویی دیگر سیاست‌ها تمرکز گرایانه دولت رضاخانی، و قتل و غارت مناطق لرنشین و اعدام خوانین لَُر، همه و همه دست به دست هم دادند ، تا چهره کنونی ایلام  (لرستان پشتکوه) در طول سالیان به صورت محرومیتی عمیق جلوه کند! . این استان  از نظر زبانی و قومی تنوع خاصی در اقلیم‌های مختلف خود  دارد، که اهم آنها عبارتند از  : 1- لری  2- لکی  3- کردی  4- عربی ،  از آنجایی که همه اینان اعم از کُرد و لُر و لک، به دست بافته‌های خود قالی لُری می گویند، تمام نقوش بومی استان را در زیر گروه نقوش لُری بررسی میکنیم، لذا بر آن شدیم، که با مراجعه به نمونه های یافته شده  ویژگی‌های خاص  این منطقه را شناسایی کنیم ، همانگونه که می‌دانیم ، در حال حاضر با رواج جا به جابافی‌هایی که در سراسر کشور رخ داده است، قالی بافی سنتی رو به افول نهاده ، به طوری که در استان ایلام کارگاهی که نمونه های محلی را ببافد وجود ندارد، و اکثر بافندگان فعال استان با داشتن سفارش بافت طرح  قم ، کاشان و نایین ، هویت بومی خویش را فراموش کرده‌اند.

جالب است بدانیم کیفیت قالی‌های طرح قم و کاشانِ که توسط بافندگان استان ایلام بافته شده، از خود مناطق قم و کاشان بهتر است و حتی قیمت آنها نیز کمی بالاتر از نمونه‌های اصلی است! این در حالی است که نمونه طرح‌های لُری یافت شده، این تحقیق در نوع خود بی‌نظیر هستند،  همه کارشناسان؛ فرش ایلام را به طرح‌های قم و کاشان می‌شناسند ، اما شاید کمتر کسی بداند، که این استان با توجه به قدمت دیرینه خود یکی از مراکز مهم قالی بافی غرب کشور بوده است !  در این استان هنوز بخشی از مردم با دامداری و زندگی کوچ روی زندگی می‌‌کنند، ودر آن همه نوع اقلیم اعم از کوهستان ، دشت ، کوهپایه‌ای و سرد سیر و گرمسیر و معتدل دیده می‌شود ، به تعبیر دیگر ایلام یک ایران کوچک است . زندگی کوچ روی نیاکان  مردم این استان ، باعث شده است، که گاهی در میان نقوش بومی رد پای قالی‌های ، بختیاری و زنجان را در قالی ایلام ببینیم ، اما این تعداد بسیار کم‌اند ،  شاید بتوان گفت ، بیش از 98 درصد نمونه‌های یافت شده متعلق به ساکنین بومی است، اما این نکته را باید اذعان نمود که قالی‌های این منطقه شباهت زیادی به قالی‌های ، شمال خوزستان  ( اندیمشک و شوش و  گتوند و دزفول و...) ، و لرستان دارد ، و این مسئله عجیبی نیست،  چون همه مردم ساکن این مناطق اصالتا لُر تبار هستند ، هر چند در ایلام کنونی گاهاً گرایش قوم مدارنه به سمت فرهنگ کُردی هم وجود دارد، اما واقعیت این است که این استان حداقل به مدت 800 سال به گواه  تاریخ جزو لرستان بزرگ بوده و از زمان حسینقلی خان ابو قداره تا زمان غلامرضاخان ابو قداره آخرین والی لرستان، این منطقه مرکز لرستان پشتکوه بوده است. و این خود مؤید این مطلب است، که چرا شمال خوزستان و ایلام و لرستان در بسیاری از سنت‌ها و آداب و رسوم شبیه به هم هستند. در این مقاله تمام موارد یاد شده به صورتی کاملا علمی وا کاوی شده است.

 

قوم لُر

ابتدا لازم است تعریفی از قوم لر داشته باشیم ،  قوم لر  یکی از اقوام اصیل ایرانی تبار است که عمدتاً در مرکز،  غرب و جنوب غربی ، سکونت دارند و به صورت پراکنده در نقاط دیگر نیز یافت می شوند، این قوم از نظر زبانی به سه شاخه اصلی تقسیم می شود که عبارتند از:

1- لُری لکی ... 2- لری بختیاری ... 3-  لُری بالا گریوه ای یا خرم آبادی ...

بنا بر بررسی مؤلف و تماس  با مناطق مختلف به طور قطع می توان گفت که لرها در 14 استان کشور به صورت متمرکز یا پراکنده زندگی می‌کنند ، که این استان‌ها عبارتند از: خوزستان - لرستان – چهارمحال و بختیاری – کهکیلویه و بویر احمد – بوشهر -همدان – ایلام – کرمانشاه – فارس – قزوین – مرکزی – اصفهان – تهران – خراسان.

جالب تر این است، که بدانیم جمعیت لرهای ساکن خوزستان از خود لرستان بیشتر است، دو دلیل عمده این پراکندگی قومی عبارتند از:  ، 1- سرکوب و تبعید لرها در دوره قاجار به خاطر انتقام از کریم خان زند توسط امرای قاجاریه ...2- اصلاحات ارضی رضاخانی و تبعید و یک جا نشین کردن عشایر لُر ... این دو دلیل در طول سالیان دست به دست هم داده‌اند ،  تا قوم لر را تضعیف کرده و امروزه این قوم چنان پراکنده شده‌اند ، که کم کم هویت و و قومیت آنها در خطر فراموشی است.

 

 

مشخصات کلی ، قالی لُری ایلام

 

الف -  مشخصات فنی : 1- گره متقارن ....2- نیم لول ....3- چله کشی فارسی ....4- شیرازه همزمان ... 5- ابعاد مختلف .... 6- رجشمار بین 15 تا 25...

 

ب- مشخصات  ابزار : 1- قیچی معمولی ... 2- کارد ...3- کرکیت ...4- قشو چوبی...5- سوک...  قلاب جدیداً وارد این منطقه شده است .

 

ج-مشخصات مربوط به مواد اولیه :

1- جنس تار و پود : بیش از 90 درصد پنبه و 10 درصد  پشم... 2- جنس خامه :  پشم...

 

د-مشخصات مربوط به رنگ بندی و رنگرزی :

1-رنگ زمینه عمدتاً لاکی... 2- رنگ حاشیه لچک و ترنج : مختلف

3- رنگ نقش مایه ها:  مختلف ...4-رنگرزی معمولا سنتی ... جدیدا از رنگ شمیایی هم استفاده می کنند.

 

ه- مشخصات مربوط به طرح :

گروه طرح : طرح لُری ...با نام های معمول، سوار دار ، چنگ گوروه ، گو چنگی ، سینی ، شونه، گوشخواره ای، گل قطاری... تعداد حاشیه : معمولا یک حاشیه با چند طُره...

برای دیدن سایر نقوش پیوندهای زیر را کلیک کنید:

http://veys77.persiangig.com/qali%20%281%29.jpg

http://veys77.persiangig.com/qali%20%282%29.JPG

http://veys77.persiangig.com/qali%20%284%29.JPG

http://veys77.persiangig.com/qali.JPG

 

 

   ادامه مطلب


خنده بر هر درد بی درمان دواست

پنجشنبه 19 تیر 1393 نویسنده: آرش محمدی |



پاسخی به جوابیه ظاهر سارایی درباره هویت و فرهنگ مردم لرستان پیشکوه و پشتکوه

 

 

 

عیسی قائدرحمت

 

خنده بر هر درد بی درمان دواست

پاسخی به جوابیه ظاهر سارایی درباره هویت و فرهنگ مردم لرستان پیشکوه و پشتکوه

 

 

 

عیسی قائدرحمت

 

 

 

نمی­دانم بر اساس چه محاسبه­ای در جوابیه جناب سارایی عبارت نسبتا موهن «خنده از بی خردی خیزد» تیتر  شده بود! ظاهرا ایشان فراموش کرده­اند  اول خودشان بودند که عنوان کردند اینکه مردم فیلی عراق خود را لر می­دانند «خنده­دار» است، ما هم در پاسخ عنوان کردیم اینکه شما برای ملتی با حداقل هزار سال پیشینه دنبال نام و عنوان جدیدی (مثل کُرد جنوبی) هستید خیلی خنده­دارتر است.

 

 

ابتدا ناچارم بستر طایفه­ای خود را بیشتر برای آقای سارایی و خوانندگان محترم معرفی کنم تا سوءتفاهمی که در جوابیه ایشان آشکار شده است برطرف گردد. این­جانب از طایفه قائدرحمت از ایل باجولوند هستم که یکی از ایلات بزرگ لک زبان است و در منابع مختلف اطلاعاتی درباره آن هست، مثلا مجمل التواریخ نام این ایل را در کنار سایر ایلات لک زبان تحت عنوان وند آورده است (مجمل التواریخ، ص 158)

مدیران سایت لورستان الغربیه با هویت خویش آشنایی دارند، مدیر اصلی این سایت «فاروق ملکشاهی» خود سال­ها ساکن شهر بختیاری­نشین ازنا بوده­اند.

ایل باجولوند لرستان شامل پنج شاخه سگوند، دالوند، یاراحمد، آروان و قائدرحمت است (ن.ک: قوم لر، امان­اللهی بهاروند) که لر لک زبان می­باشند و به جز برخی شاخه­های سگوند، غالب این مردم (و مخصوصا قائدرحمت و دالوند) هنوز لکی می­گویند.

بحث بر سر معرفی مردم باجولوند نیست، بلکه مساله آنجاست که ما را چقدر می­شناسند و درباره ما چه فکر می­کنند؟ وقتی در جوابیه آقای سارایی خواندم بنده را یک لر بختیاری معرفی می­کند این­بار از ته دل خندیدم! چرا که خنده بر هر درد بی درمان دواست!

گویا ایشان نام فامیل بنده را با طایفه قائدحیرده (کائدحیرده) پشتکوه که ریشه لری بختیاری دارند اشتباه گرفته است! به هر حال این اشتباه خود دلیلی بر سطحی نگری ایشان است تا جائی که جوابیه ایشان هیچ نقطه مبهمی برای ما روشن نشد.

 در بند دوم آقای سارایی بیان داشته­اند ما ایلامی­ها از قدیم­الایام کرد بوده­ایم، به منابع تاریخی استناد می­کند و می­نویسد: «پس از شکست ساسانیان، عمر «قیس بن سلمه الاشجعی» را مامور جنگ با کردان ماسبذان و سیمره کرده است.» باز به کتاب الفصوص الفخریه استناد می کند: «اکراد قبایل بسیارند و آن­ها در کوه­های ماسبذان و حوالی آنجا می­باشند.»

به جای گلایه از «سیمره» یا ارعاب و تهدید، ما هم بکوشیم رسانه­ها و ابزارهایی داشته باشیم که نه «طرف مخالف» ما و نه «بیطرف» که تریبون بیان دغدغه­ها و زخم­های این «دار صد جا برسه» باشند.

در جواب ایشان باید بگویم ما منابعی داریم که می­گوید اصل کردها در کوه­های میان اصفهان و شوشتر زندگی می­کنند و امروز مثل روز روشن است که کوه­های اصفهان مامن و جایگاه لرهای بختیاری است! همچنین در مورد لرهای کوهگیلویه و مناطق دیگر و حتی در مورد مردم کرمان و.. هم چنین روایاتی هست.

بنابراین نقل قول­های شما در مورد کرد بودن مردم سیمره و ماسبذان نمی­تواند خللی در لر بودن این مردم وارد کند همانطور که نمی­تواند خللی در لر بودن مردم کهگیلویه و بختیاری وارد نماید. شما نمی­توانید با استناد به این نقل­قول­ها مدعای ما مبنی بر لر بودن مردم لرستان پیشکوه و پشتکوه و جنوب کرمانشاه را مورد تردید قرار دهید مگر اینکه بختیاری و کهگیلویه را هم لر ندانید!

آقای سارایی در بند یک جوابیه­شان صراحتا گفته­اند «وقتی می­گوئیم مجموعه زبان­ها یعنی اینکه واقعا همه کردها به یک زبان واحد سخن نمی­گویند» همین نظریه آن­ها در مورد لرها هم صادق است. واقعا همه لرها به یک زبان واحد سخن نمی­گویند، عده­ای به لری لکی و عده­ای به لری ایلامی و عده­ای هم به لری بختیاری و بویراحمد و بهمئی.. پس عجیب نیست که لرهای عراق همان زبان خود را اصل زبان لری بخوانند و کاری هم به لری رایج در خرم­آباد و بالاگریوه نداشته باشند.

ایشان ظاهرا متوجه اصل انتقاد ما از آقای سلطانی (یا به قول ایشان استاد سلطانی) نشده­اند. بحث ما این نبود که ایشان نام مصطلح شاه­خوشین لرستانی را رها کرده­اند و وی را مبارکشاه علوی کردی (!) نامیده اند (و تازه خود آقای سارایی هم ایشان را ساکن شهرزور گفته­اند).

مساله مورد انتقاد ما این است که  با وجود صدها منبع معتبر قدیم و جدید که لرستان را قطب مهمی در آئین یارسان و نهضت علویان زاگرس معرفی کرده­اند، در کتاب ایشان به یکباره از روی نقشه روزگار محو می­شود و کتابشان چنین نامیده می شود: «قیام و نهضت علویان زاگرس در همدان، کرمانشاهان، کردستان، خوزستان و آذربایجان» و به دنبال ان محتوای كتاب هم مشخص است ره به كجا می برد! در صورتی که فقط نگاهی به فهرست اسامی بزرگان علوی منطقه نشان می­دهد هیچ یک از این اسامی جغرافیایی به بیش از لرستان موثر نبوده است چه اصولا هر چهار شاگرد بهلول که واضع مکتب یارسان بودند لقب لره و لرستانی داشته­اند و باز در تداوم آن آئین صدها نفر با همین القاب در تاریخ ثبت شده­اند، این وسط هر کودکی که جغرافیای مقطع ابتدایی را هم خوانده باشد می­فهمد جای یک استان روی این نقشه خالی است! چگونه کرمانشاه و خوزستان و همدان در این بازی شریک هستند اما نام لرستان به دیده ایشان نمی­اید؟!

گویا لرستان برای استاد شما سلطانی کلمه ممنوعه و منفور است! گلایه ما از این نفرت و سانسور و تحریف است و گرنه اینکه شما یا سلطانی شاه­خوشین را لر ندانید بار گران و زخم عمیقی نیست چه همه آثار شما نویسندگان لر در استان­های ایلام و کرمانشاه پر است از این خودزنی­ها و انکار و تحریف پیشینه و فرهنگ واقعی خویش.

متن کامل این مقاله در سایت لورستان الغربیة:

http://www.westluristan.com/articles/536.html

 مطالب مرتبط:

ظاهر سارایی: پاسخی به نوشته‌ی «خنده‌دار مثل کردی جنوبی»

عیسی قائدرحمت: خنده دار مثل «كُردی جنوبی

باز تعریف لر؛ با گذاری بر جغرافیای انسانی و زبانی مردم لرستان (بخش نخست

   


خنده دار مثل «كُردی جنوبی>

پنجشنبه 19 تیر 1393 نویسنده: آرش محمدی |

آقای سارایی وقتی از لرهای عراق و تاکید ایشان بر هویت لری خود سخن می گوید می نویسد: «خنده دار آنکه بعضی از کردهای عراق و حتی نویسندگان به اصطلاح اهل تحقیقشان مجموعه کردی جنوبی را لری می نامند..»

 

 

خنده دار مثل «كُردی جنوبی»!

آقای سارایی وقتی از لرهای عراق و تاکید ایشان بر هویت لری خود سخن می گوید می نویسد: «خنده دار آنکه بعضی از کردهای عراق و حتی نویسندگان به اصطلاح اهل تحقیقشان مجموعه کردی جنوبی را لری می نامند..»

 

 

 

در شماره 110  نشریه سیمره مورخ 15 اسفند 87 نوشتاری به قلم «ظاهر سارایی» منتشر شده بود که علیرغم عنوانش آن هیچ ارتباطی با موضوع شعر کردی نداشت و ظاهرا دغدغه اصلی ایشان پیدا کردن و پیشنهاد کردن نام جدیدی برای گویشهای لرستان، ایلام و کرمانشاه بوده است. گذشته از اینکه اصل موضوع به نظرم خیلی نابجاست و خیلی ناشایست است که یک ملت تاریخ خود را نشناسد و نام خود را گم کند، و چنین دنبال «جعل نام» باشد اما حال که این مطلب ابتدا در یک سایت اینترنتی و سپس در نشریه وزینی مثل سیمره منتشر شده ظاهرا لازم است نظر خود را در این باب بنگاریم.

 

 

 

طولچی دا وه طول اردی خروشیا/ ورکوه و پشکوه ار کور جوشیا

نقدی بر مقاله «شعر کردی رکود یا حرکت»

 

 

در سراسر این نوشته و نوشته های دیگر جناب سارایی  و برخی نویسندگان هم نسل ایشان در منطقه پشتكوه، چنان با آب و تاب نام «کُرد» را بر خود اطلاق می کنند که به اصطلاح عوام آب از لب و لوچه شان می چکد. به عنوان یک نفر از پشتکوه لرستان مگر لر بودن چه عیبی دارد یا کرد بودن چه افتخار بزرگی است که اینان نام و هویت دیرینه خود را اینچنین ساده کنار می گذارند؟

قرن هاست که پشتکوه منسوب به لرستان بوده و جزء لاینفک این دیار به شمار آمده است. در طول قرون متمادی معمولا پیشکوه قسمت سردسیر و پشتکوه قسمت گرمسیری شاخه های مختلف عشایر لر بوده است. هم اكنون نیز به صروت محدودتری وجود حالا این پاره تن لرستان  چگونه از آن جدا شده است؟ چه شد که اینچنین عده ای ایلام را تافته جدا بافته ای از لرستان و با جنس کردی معرفی می کنند؟

 اگر لکها كه بیش از هشتاد درصد عشایر منطقه هستند لر نبوده و کرد هستند چگونه لرستان نام سرزمین آنهاست؟ چگونه ممکن است تمام مردم کرد باشند اما نام سرزمین شان لر؟! آیا این خنده دار نیست؟ آیا بازهم می خواهید بگوئید قرنهاست اشتباه کرده اند و اشتباها نام سرزمین آنها را لرستان گذاشته اند؟!

مگر نه این است که تا همین چند دهه پیش (در طول قرنها) نام مناطق امروزی استان ایلام از ایلام و مهران تا دهلران و آبدانان و دره شهر و..لرستان پشتکوه بوده است؟ حالا چگونه و چرا می خواهند این نام را به دست فراموشی بسپارند؟

چه می خواهند بگویند؟ آیا اشتباه کرده اند؟ آیا اشتباها ایلام پشتکوه لرستان بوده؟ آیا اشتباها این مناطق در منابع تاریخی و.. لرنشین محسوب شده اند؟ چه عقل سلیمی قبول می کند که اینهمه قرن اشتباه شده؟ اشتباها این سرزمین پشتکوه لرستان و مردمش لرهای پشتکوه خوانده شده اند؟ آیا جز این است که اشتباه هزارساله خود یک صحت و حقیقت است؟ وقتی اینهمه سال این مناطق «لرستان پشتکوه» نامیده شده وقتی اینهمه سال مردمش لر بوده اند پس اگر اشتباهی هم رخ داده  (که خود فرضی مضحک است!) با گذشت زمان تبدیل به واقعیت شده است.

آقای سارایی به گونه ای رفتار می کند که گویا نامی از قدمت و شوکت اتابکان لر و والیان لر که لااقل هزار سال تاریخ منطقه را شامل می شود نشنیده و کلا گویا تاریخ این دیار را نخوانده است! این درحالی است که حتی یک منبع تاریخی (که مربوط به سالهای قبل از 1300 ه. ش) باشد در دست نیست که قبول نداشته باشد مناطق پشتکوه یا ایلام امروزی لرنشین هستند.

 

 نام كتاب خود را می گذارند: «قیام و نهضت علویان زاگرس؛ در همدان، و كرمانشاهان، كردستان، خوزستان و آذربایجان یا تاریخ تحلیلی اهل حق»! هر خواننده كه تنها كوچكترین آشنایی با نقشه ایران داشته باشد در می یابد این وسط لااقل یك استان حذف شده! چرا كه كرمانشاه و خوزستان همسایه نیستند بلكه لرستانی هم هنوز روی نقشه هست

در تاریخ هرچه هست از پشتکوه به عنوان جزء غربی پیشکوه لرستان نام برده شده. یا از آن به عنوان قسمتی از خاک لرستان یاد شده. با این همه شفافیتی که در تاریخ لرستان هست چگونه چشمان خود و دیگران را به روی حقیقت می بندند و کورکورانه رویاهایشان را –و آنچه را میل دارند را- ببینند؟

عنوان این مقاله «شعر کردی؛ رکود یا حرکت» است اما متن مقاله هیچ ارتباطی با شعر و رکود و حرکت ندارد و کلا به مبحث «من کردم، تو کردی، او کرد است، ما کردیم!» می پردازد! جدا ادبیات و شعر کردی همین مبحث صرف ضمایر فاعلی است؟

جدا از این تعصبات و امیال شخصی شان،  در ابتدا به زبان کردی می پردازد و بعد دغدغه نامی برازنده برای زبانهای مناطق کرمانشاه، لرستان و ایلام دارد. گذری هم بر تاریخ صفویه و پهلوی می زند. در آخر هم گله می کند که چرا هر لحظه زمزمه نمی کنند: من کردم، تو کردی، او..و ناراحت است که چرا زبان این مناطق در حال از بین رفتن می باشد.

به هر حال محتوای مطلب ارتباطی با شعر کردی ندارد!

وقتی مرا از باباطاهر و شاه‌خوشین و بابالره جدا می‌کنند کاری می‌کنند من والیان خود را و اتابکان خود را و مرزداری خود و حتی نام سرزمین خود را فراموش کنم و نشناسم. طبیعی است روی امواج سردرگمی، گاهی به سمت کرد و گاهی به سمت فارس و.. و گاهی هم به سمت اجنبی‌ها کشیده می‌شوم

آقای ظاهر سارایی در متن مقاله از زبان کردی فیلی صحبت می کند و متذکر می شود «کردهای عراق به این خاطر خود را فیلی می نامند که ایلام امروز وپشتکوه دیروزین در زمان مهاجرت آنان به عراق زیر سیطره والیانی قرار داشت که نام خانوادگی شان فیلی بود». پس با این انتساب خود کلمه فیلی یک کلمه (یا نام فامیل) لری بوده است. اگر جمعیت خانقین و مندلی کرد بودند یک نام کردی بر خود می گذاشتند. اما علنا نسبت ایشان به والیان فیلی لر است!

   ادامه مطلب


·         ج -طوایف کُرد ساکن شهرستان ایوان :

·         اکثر مردم ایوان از ایل کلهر هستند که  از طوایف معروف کُرد می باشند . و به دو طایفه بزرگ تقسیم می شوند :  1-  طایفه چولک: که در روستاهای – کله جوب – جانعلی – هواس بگ – شالهشوری – رستم خان -مهر خان – خوران – نرگسی – زرنه – چهل ذرعی – پلنگرد – چفته – و غیره ... 2- طایه سیری ها : سراب – کابوره – ذلان علیا – چالانچی علیا و سفلی – خرابانان – هلشی – گابوار...

·         د-طوایف کُرد ساکن شهرستان دره شهر :

·         علی شروان :در  این طایفه عده به زبان کُردی تکلم می کنند و عده ای به زبان لُری. و بیشتر در بخش بدره ساکن هستند و از تخمه های مختلفی تشکیل شده اند .

·         طایفه کُرد پشتکوهی : برخی از طوایف کُرد پشتکوهی در دره شهر زندگی می کنند، ولی تعداد آنها بسیار اندک است .آنها هم به زبان کُردی پشتکوهی هم به گویش لُری صحبت می کنند.

·          

·         و-طوایف کُرد ساکن شهرستان دهلران :

·         مهمیهوند : به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و شامل تیره های : قطبین – کاکلی – نوروژه وند – گوران – جوقلی – برامسین – پاپی – گل گلی – مموس مزیه که اکثراً در زرین آباد و اطراف آن ساکنند .

·         جایروند : زبان آنها کُردی پشتکوهی است . و شامل تیره های شلاروند – امه جشنی – نوکر پیر –مرالوند – مفروند – بالوی – هیوری – گه رکی – گا کله – دشتی– رضا . برخی آنها را منتسب به منطقه جایدر لُرستان می دانند و آنها را از طوایف لک می دانند و برخی عقیده دارند از کردستان به این منطقه آمده اند.  اما قول اول درستتر به نظر می رسد. در میان این طوایف تیره بالوی به طور قطع لُر هستند، چون در قدیم به زبان لُری  صحبت می کرده اند که اکنون در اثر مجاورت با قوم جایروند در بیشه دراز و سایر مناطق زبان آنها تغییر نموده است. همچنین برخی دیگر از طوایف این قوم از منطقه دلفان لرستان آمده اند.

·         کل کوه :  شامل طوایف مختلفی است. که به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و طوایف آن عبارتند از : بازگیر – ماسبی- زرگوش – میمه ای – مموس. و بیشتر درناحیه زرین آباد  و میمه ساکنند. مردم منطقه بازگیرها را نیز از مهاجران لُرستان می دانند.

·         باپیروند : از طوایف مستقل کُرد می باشد. که به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و در شهر دهلران – زرین آباد – و روستاهای اطراف بخش مرکزی و اناران  زندگی می کنند.

·         سایر طوایف مستقل:  دوستعلی وند – ناصرعالی – که به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند .

·         طوایف وابسته به کُرد: 1- سادات سورهام  2- سادات سید ناصردین  3- سادات ابراهیم قتال –4 سادات صلی (صلاح الدین محمد )  5- دشتی  هرچند که برخی ها هنوز به گویشی شبیه به لری شوهانی تکلم می کنند.

·          

·         ه -طوایف کُرد ساکن شهرستان شیروان چرداول :

·         1-ایل خزل: به زبان خزلی تکلم می کنند  که مخلوطی از لکی و کُردی است. و از تیره های – علی عسکر – عبدالله – خسروند-میرزابگ – ویس علی – کلی کلی – گویش آنها گرایش به لکی دارد و شاید آنها وابستگان لک تبار باشند.

·         2- طوایف وابسته به خزل در چرداول : به زبان خزلی تکلم می کنند . نام آنها به این ترتیب است : قلی- شمسل – جبار قلی – منصوری – ریزه وندی – لک بیژنوند – شورابه ای – پنج مزرعه .

·          

·          

·          

·         ی -طوایف کُرد ساکن شهرستان مهران :

·         طایفه ملخطاوی : گویش کُردی پشتکوهی دارند. ساکن بهروزان مهران هستند و در اصل از طایفه سوره میری هستند .

·         طایفه صیفی: به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند و ساکن بخش های مرکزی و اطراف مهران اند.

·         طایفه زرگوش : به زبان کُردی پشتکوهی حرف می زنند. و از نزاد های مختلف در کنار هم به وجود آمده اند .

·         طایفه بابا : به زبان کُردی پشتکوهی تکلم می کنند. و در بخش صالح آباد زندگی می کنند، اصالتاً کرمانشاهی هستند.

·         ایل ملکشاهی : به زبان کُردی محکی حرف می زنند . و به دو طایفه بزرگ قابل تقسیم هستند . 1- گچی 2- چمزی،  که هر کدام از اینها خود چندین تخمه اند . برخی آنها را کُرد و برخی لُر می دانند. ولی گویش کنونی آنان کُردی محکی می باشد. دلیل لُر دانستن آنها حمایت بدون چون چرای این طایفه از والیان لُرستان پشتکوه (ایلام) می باشد. و برخی معتقدند که همراه والی از لرستان به ایلام آمده اند، وجود طایفه ای با این نام در لُرستان مؤید این مطلب است. مثلاً  در میان تیره های ملکشاهی، تیره قیطول از بالاوند لرستان آمده اند. کناریوند های از لک تباران هستند. گراوند ها از طوایف لُرستان محسوب می شوند. و اصل تیره گلان از لُرستان آمده اند . یکی از نمایندگانی کنونی استان لرستان جناب آقای ملکشاهی راد است!

·          


   ادامه مطلب


     و-طوایف لُر ساکن شهرستان مهران :

·         ایل شوهان : گویش آنها لُری شوهانی است . و شامل تیره های مختلف و متعددی می باشند. محل سکونت آنها بخش‌هایی از شهرستان مهران و شهر ایلام می‌باشد . آنها در حال حاضرکم کم زبان لُری خود را از دست می دهند و به گویش کُردی محکی گرایش پیدا می کنند.

·         طایفه سوری: از طوایف لُر ساکن بخش صالح آباد مهران هستند. محل آنها بان ریشان – ماربره – سیاهرگ است . به گویش لُری تکلم می کنند .

·         پیرحیاتی : از طوایف لُر محسوب می شوند و از لرستان آمده اند .

·          

·         13-قوم کُرد: (( یا بهتر است بگوییم قومی که خود را کُرد می دانند))

·          

·         الف-طوایف کُرد ساکن شهرستان آبدانان :

·         1- ماسبی : به زبان کُردی پشت کوهی صحبت می کنند. در انجیره و گرازان – تیشه کن – میوسه – و.. ساکنند و شامل تیره های –شه قلی – نر غیبی – سهرابوند – قفر وند –خیران –خشکوند- شوشکین – شاه تاج الدین – مکی – بازگیر ماسبی – علی ولی – چراغ علی ... تقسیم می شوند . برخی از تیره های این طایفه را لرستانی می دانند .

·         2- ناصر عالی : زبان آنها کُردی پشتکوهی می باشد . و شامل تیره های – فرج - فرج الله- قمر – ذوالفقار – حاجی – یارگه – مرخه – داراگل زار- ملاوی – سیاه گوش و غیره ... می باشند . برخی از تیره های این طایفه را لُرستانی می دانند.

·         3- خلیل ابراهیم : این طایفه از ناصر عالی های آبدانان هستند که ساکن فرهان آباد می باشند.

·         4- زرگوش : ساکن آبدانان و حومه می باشند  به دو تیره بزرگ تقسیم می شوند  - نشار – بر آفتاب – احتمال اینکه از لک های لرستان باشند وجود دارد، همچنین نظرهایی وجود دارد دال بر بختیاری بودن برخی از تیره های این طایفه...

·         5- طایفه گلال زیری :  زبان آنها کُردی پشتکوهی است . که در اصل از لرستان آمده اند.

·         6- نوکر ناظر :این طایفه در اصل لرستانی هستند و جزو طوایفی  هستند که پراکنده شده اند.

·          

·         7-طوایف وابسته یا هم جریش با کُرد:

·         1- سید ناصر الدین : گویش آنها شبیه لُری شوهانی است... 2- سید ابراهیم : گویش کُردی پشتکوهی دارند ....  3- سید ابراهیم قتال : گویش آنها شبیه لُری شوهانی است ... .  4- سید صلاح الدین محمد : گویش لُری دارند....  5- جابری: به دو گویش کُردی و لُری صحبت می کنند. و آنها را از نسل جابر انصار می دانند .

·          

·          


   ادامه مطلب


·         سلیورزی از طوایف معروف لُر است که در بسیاری از منابع آنها را از اخلاف والیان لُرستان می دانند. گویش آنها لُری است و در هفت چشمه آبدانان ساکنند و شامل تیره های – گرمسیری – حیدر رضا – خلف – طلوری؛ می باشند.

·          

·         12-  قوم لُر:

·         الف -طوایف لُر ساکن شهرستان آبدانان

·         سلیورزی : از طوایف معروف لُر است که در بسیاری از منابع آنها را از اخلاف والیان لُرستان می دانند. گویش آنها لُری است و در هفت چشمه آبدانان ساکنند و شامل تیره های – گرمسیری – حیدر رضا – خلف – طلوری؛  می باشند.

·         رشنو ها : از طوایف معروف لُر هستند، که اصل آنها از لرستان است، گویش لُری دارند .

·         مال ملایی : از طوایف لُر بوده و از ساکنان قدیمی هزارانی و ماهوته آبدانان هستند. گویش آنها لُری است.

·         طایفه بیات: به زبان لُری صحبت می کنند، همپیوند کاحیرده های مورموری و شهرستان دهلران هستند.

·         ایل کاحیرده : از ایل کاحیرده ای هستند که در دهلران نیز ساکن اند و در مورموری زندگی می کنند. گویش آنها لُری است .

·         کولیوند: گویش آنها لُری و لکی می باشد اصل آنها از لرستان آمده اند که به خاطر مجاورت با کردها و جریش شدن با اقوام کُرد برخی آنها را کُرد قلمداد کرده اند.

·         طایفه جودکی: این طایفه از طوایف لرستان بوده که در حال حاضر در بخش هایی از آبدانان زندگی می‌کنند.

·         طایفه پیرانی : از طوایف ساکن آبدانان هستند که به زبان لکی تکلم می کنند. و احتمال این که پیوستگی با لک‌های لرستان داشته باشند زیاد است .

·         طایفه سگوند: سگوندها در حقیقت ایل بزرگی هستند، که از اندیمشک و شوش خوزستان تا قسمت‌های زیادی از لرستان را در بر گرفته اند ولی به صورت طایفه کوچکی در بخش هایی از آبدانان  هم زندگی می کنند. زبان آنها لُری است .

·         ایسه‌وند :  ایسه‌وندها برخی آنها را بختیاری می دانند و برخی آنها را از مهاجران لُرستانی می دانند، در روستای سرپله و بخش هایی از شهرستان دهلران زندگی می کنند ، ساکنان سرپله گویش لُری دارند اما ساکنان دهلران به خاطر اختلاط با کرده های پشتکوهی زبانشان تغییر کرده است.

·         گلال زیری : این طایفه نیز ساکن روستای سرپله هستند و در  مناطق مختلف دهلران و آبدانان نیز دیده می شوند گویش آنها لُری است .

·         جابری: این طایفه ساكن روستای  جابر انصار و همجوار پشت قلعه آبدانان هستند و گویش آنها لری است.

·          

·         ب-طوایف لُر ساکن شهرستان دره شهر :

·         میرها : این طایفه از بازماندگان حاکمان لُر می باشند که در پشتکوه حکومت داشته اند . زبان آنها لُری است. و ساکن بخش مرکزی دره شهر می باشند .

·         ایل زینی وند: در بخش مرکزی دره شهر زندگی می کنند و گویش آنها لُری می باشد. و شامل طایفه‌های : شادیوند- صالح وند – نوروزی‌وند  می‌باشند. که هر کدام هم شامل تخمه‌هایی می‌شوند.

·         طایفه حسنوند : این طایفه بخش کوچکی از جمعیت دره شهر را شامل می‌شود. زبان آنها لُری و لکی است.

·         ایل کولیوند : این ایل از بزرگترین ایلات لُر ( از نظر جمعیت) ساکن دره شهر می باشند . گویش آنها لکی است اما به لُری هم تکلم می کنند. اصل آنها از ایل کولیوند ساکن لرستان است .

·         طایفه مطرب‌ها : این طایفه از آن جهت مطرب نام گرفته اند که در اعیاد و عزاداری ها به نواختن ساز می‌پردازند. به زبان لُری تکلم می کنند و در بیشتر بخش های دره شهر دیده می شوند .

·         طایفه هندمینی : گویش آنها لُری هنی‌مینی است.  و ساکن بخش هایی از بدره هستند .

·         طایفه دوستان: گویش آنها شبیه به لُری هنی مینی می باشد  و ساکن دهستان دوستان می باشند .

·          

   ادامه مطلب


به مدت 15 ماه تمام مجبور بودم، همه استان ایلام را روستا به روستا بگردم و اکنون می‌دانم در فلان روستا در استان ایلام در دور افتاده‌ ترین نقطه مرزی چه قومیت‌هایی زندگی می‌کنند ...

تطور اقوام در استان کنونی ایلام (بخش اول)

به مدت 15 ماه تمام مجبور بودم، همه استان ایلام را روستا به روستا بگردم و اکنون می‌دانم در فلان روستا در استان ایلام در دور افتاده‌ ترین نقطه مرزی چه قومیت‌هایی زندگی می‌کنند ...

 

 

هرچند می‌دانم که شاید همه اقوامی که ذکر آنها خواهد رفت، همه آن چیزی نباشد که در استان ایلام کنونی وجود دارد!  اما مطمئن هستم 95 درصد آنها هم کسانی هستند، که در ادامه به آنها خواهم پرداخت. ناگفته پیداست که هم اکنون فرهنگ غالب فرهنگ مهکی است، که به نظر بسیاری از بزرگان زبان شناسی ایران و جهان تفاوت چندانی با گویش لکتباران لرستانی ندارد، هرچند تفاوت‌های بسیار جزئی دیده می‌شود و این را در زبان فارسی تهرانی با فارسی اصفهانی هم می‌توان دید، یعنی مخارج حروف و برخی اصطلاحات تفاوتی جزئی دارند، اما چیزی که مسلم است و تاریخ نگاران کُرد و لُر و فارس در نوشته‌های خود به آن اشاره کرده اند، این است که استان ایلام روزگاری به درازای چند صد سال لر نشین بوده، و همه اینانی که الان خود را ((کرد)) می‌دانند، دارای اجداد مشترکی با لرستانی‌ها هستند. چه شده است، که بعد از گذشت 80 سال فرهنگ کردی غالب شده، همان چیزی است که بنده با کندوکاو و پرس و جو  و تحقیق دریافته‌ام، که در این مجال برخی را ذکر خواهم نمود. باید پذیرفت مردمی که اینک در استان ایلام روزگار را به سر می‌برند، از نظر زبانی تفاوت فاحشی با کردهای کردستان اعم از سورانی و کرمانجی  و... دارند و در عوض شباهت بسیار زیادی به لک تباران لرستانی دارند.  اثبات این نکته احتیاجی به آسمان  و ریسمان دوختن ندارد.

 

1- ایلام بعد از اسلام:

فتح ماسبذان یا ایلام به دست ابوموسی اشعری در تاریخ ( 21 ه . ق) ذکر شده است استان ایلام در تقسیمات پس از اسلام جزو ایالت جبال یا کوهستان بود و ایالت سیمره و شیروان جزو قلمرو حکومتی بغداد و بصره محسوب می شدند.

 

2-حُکام کُرد در ایلام

درنیمه دوم سده چهارم هـ.ق حسنویه پسر حسین کُرد ، بر شمال لرستان (ماسبذان) و قسمتی از مرکز آن دست یافت و خاندان او تا سال 406 هـ.ق حکومت کردند، براساس کتاب "تاریخ استان ایلام" نوشته دکتر مرتضی اکبری صفحات 305 تا 321  این خاندان معاصر با حکومت آل بویه بوده‌اند و در نواحی غربی ایران و مناطق کُرد نشین سلسله ای را تشکیل دادند، که قریب به دو قرن ادامه داشته  است. اولین آنها  امیرحسین برزیکانی بوده است، مقر آنها شهر زور بوده و تاریخ تأسیس سلسله آنها 330 ه.ق بوده است. در این دوران سران این خاندان دائماً با حکام دیلمی در کشمکش و نبرد بوده اند، که گاهی پیروز بوده و گاهی هم شکست خورده اند. نام حاکمان کُرد در این دوران به این ترتیب هستند : 1- امیر حسین برزیکانی  2- امیر حسنویه برزیکانی 3- بدر ابن حسنویه 4- هلال ابن بدر 5- امیر طاهر برزیکانی، آخرین حاکم کُرد امیر طاهر است که توسط ابوالشوک حاکم بنی عناز کشته شده است . با قتل امیر طاهر بیشتر نواحی تحت قلمرو او به تصرف حاکم کُرد بنی عناز در آمده است، نام دقیق ابوالشوک فارس ملقب به حسام الدوله ضبط شده است. بعضی از منابع نام آنها را بنی عیار ضبط کرده اند و بعضی دیگر بنی عناز، از آنجایی که منابع این کتاب اکثراً مربوط به تاریخ نگاران کُرد بوده و کار آنها نمی‌تواند خالی از "قوم مداری "باشد ، به نوعی تفکرات(( پان کردی)) پشت خیلی از سطور آنها پنهان است . این کتاب  در بعضی جا ها به خطا رفته است . در ادامه به نمونه هایی اشاره خواهم نمود. بر اساس نظر آقای  ایرج افشار سیستانی در کتاب ایلام و تمدن دیرینه آن ص 130، بنی عیاران هم از بازماندگان خاندان حسنویه بودند که بر قسمتهایی از قلمرو آنان حکومت کرده اند . او مدت این حکومت را یک صد سال عنوان نموده است. سه نفر از مهم ترین حاکمان بنی عناز : 1- ابوالفتح محمد ( 401-381 ه.ق)   2- ابوالشوک فارس (401- 437 ه.ق)   3- مهلهل بن محمد  ( 437- 444 ه.ق)  حکومت آنان تا 511 ه.ق ادامه یافته است. با حمله تُرکان سلجوقی این سلسله از بین رفت و مقدمات حکومت اتابکان لُر فراهم آمد.

 به عقیده نگارنده تسلط بیش از دو قرن کُردان بعد از اسلام در منطقه لرستان و ایلام و کرمانشاه امروزی می‌تواند، دلیل تغییر زبان و لهجه بخشی از مردم این مناطق خصوصاً استان ایلام از لکی به کُردی شده باشد. چون این مهم در تجزیه و تحلیل و ریشه‌یابی گویشوران  استان ایلام می تواند حائز اهمیت باشد.

 

2- اتابکان لُر

بعد از عیاران همواره منطقه ماسبذان (ایلام کنونی) در کتب و منابع مختلف جزء سر زمین لرستان فیلی محسوب می‌شده است.  اتابکان لُر از این تاریخ به بعد بر سرزمین لُرستان حکومت کرده اند و حکومت آنها در فاصله 570 تا 1006 ه.ق بوده است، و اولین حاکم آنها شجاع الدین خورشید بوده است او را در منابع مختلف از طایفه چنگروی که از اقوام لُر می باشد، قلمداد کرده اند.

((شجاع الدین خورشید حکمران لُرستان تمام ترک‌های بیات را بیرون رانده و مانند عشایر زندگی می‌کرد تابستان در گریت و بالاگریوه و زمستان در دیلورو (دهلران) زندگی می‌کرد))

 

4-ماجرای جنگ اتابک لُر و حاکم کُردستان

درگیری بزرگی که بین کُرد و لُر در تاریخ ثبت شده و بعضی از معمرین منطقه نیز به صورت بسیار مبهم به آن اشاراتی دارند، مربوط به دوره حسام الدین خلیل از نوادگان شجاع الدین خورشید،  اتابک لُر می باشد،از آنجایی که عزالدین گرشاسف اتابک لُر به خاطر قتل و ظلم و غارت مردم توسط حسام الدین خلیل کشته شد، و از طرفی عز الدین گرشاسف داماد حاکم کردستان بود یعنی شاه سلیمان حاکم کُردستان دایی فرزندان اتابک لُر بوده است، بنابراین او به در خواست فرزندان عزالدین گرشاسف به خون خواهی شوهر خواهرش با سپاهی عازم لُرستان شد و در نبردی که بین آنها در گرفت، کُردها به سختی شکست خوردند، این جنگ 30 بار تکرار شد و در تمام موارد اتابک لُر پیروز این نبردها بودند، به گونه ای که لشکر حاکم کردستان مجبور به عقب نشینی شدند و قلعه بهار به تصرف لُرها در آمد.  عمربیگ به دستور سلیمان شاه مأمور فتح قلعه بهار شد، که او نیز در نبردی خونین کشته شد و باز هم کُردها مغلوب شدند، سلیمان شاه به خلیفه عباسی وقت شکایت کرد و کمک خواست، خلیفه هم که از امرای لُر کوچک ( ایلام و لرستان) ناراضی بود، سپاهی به کمک حاکم کردستان فرستاد این سپاه 60 هزار سوار و 9 هزار پیاده عرب و کُرد را شامل شده است در تاریخ 640 ه.ق جنگ بین طرفین در گرفت؛ در این نبرد لُرها مغلوب شدند و حسام الدین خلیل کشته شد و سرش را نزد حاکم کردستان فرستاند و جسدش را سوزاندند. این ناجوانمردی را بدر الدین مسعود پسر حسام الدین خلیل جانشین اتابک لُر بی پاسخ نگذاشت او نیز نزد هالاکو خان رفت و در نبرد هالاکو خان علیه خلیفه بغداد شرکت کرد در این نبرد ، شاه سلیمان حاکم کردستان در جریان دفاع از بغداد کشته شد، و بدر الدین از سوی هالاکو خان به حکمرانی لُرستان برگزیده شد.

آخرین اتابک دوره تیمور،  شاه حسین بود ، که در شجاعت زبانزد بوده است ، اتابکان لُر در دوره صفویه عبارت بودند از : 1- شاه رستم 2- اغور  3- شاه رستم دوم    4- محمدی   5- شاهوردی خان .

میرنوروز بزرگترین شاعر لُر اهل استان ایلام کنونی است براساس کتاب "میرنورز شاعر ناشناخته لُر " نوشته  جناب دکتر کرم علیرضایی  ص5 . میرنوروز  نوه ی ، شاهوردیخان آخرین اتابک لُر بوده که در حال حاضر بعد از گذشت بیش از 400 سال هنوز سروده های لُری او زنده اند و در کاست های امروزی خوانده می شوند و قلب و روح انسان هایی که معنای آن را می‌فهمند تسخیر  می‌کنند . این شاعر توانا علاوه بر شعر لُری به ادبیات فارسی نیز تسلط خارق العاده ای داشته است. این شاعر اهل دهلران (دیلرو) بوده و مدتی نیز در شیراز زندگی کرده است، در حال حاضر قبر این شاعر نامدار که اشعارش در تمام مناطق لُر نشین سر زبانهاست در دهلران و در گوشه‌ای نامعلوم است. مردم بومی اعتقاد دارند چون او اهل جادو و جمبل بوده، خاکش هم می‌تواند جادو کند به همین خاطر قبر او مانند سرنوشت قوم لُر در هاله ای از ابهام قرار دارد، برخی از اهل قلم شهرستان دهلران تمام این حرف ها را خرافات می دانند و اعتقاد دارند که میر نوروز شاعری عارف مسلک بوده که از ظلم قزلباشان ناراضی بوده و گاهی هم با آنها سر ناسازگاری گذاشته و دلیل مرگ میر را همین ناسازگاری ها می دانند . به نظر یکی از معمرین دهلران قبر او  در زیر بستر رود چشمه آبگرم دهلران ((سر گه رو)) قرار دارد!

 

5-والیان لرستان از افشاریه تا اوایل دوره قاجار:

حسن خان والی اولین والی لرستان بود ،والیان این دوره به ترتیب عبارتند از : 1- حسن خان 2-شاهوردی خان  3- علی قلی خان 4- منوچهر خان  5- حسین خان دوم  6- شاهوردی خان 7- علیمردان خان  8- اسماعیل خان .. ایلام امروزی هم جزو این قلمرو محسوب می شده است، اما در این بین هفتمین والی لرستان علی مردان خان جزء رشید ترین والیان لرستان بوده است که حماسه رشادت های خودش و دو تا دختردلاورش که همواره در نبردهای مختلف همراه او بوده اند ورد زبان‌ها است. او در زمان سیطره افغان ها به سر می‌برده است. و بعد از فتنه افغان‌ها و تسلط نادرشاه ، دوباره به لرستان بر می گردد و به مقام بیگلر بیگی لرستان منسوب می‌شود. نبردهای سختی نیز با تُرکان عثمانی برای حراست از خاک وطن انجام داده است، که در خور تحسین است، و حتی در سندی  به عنوان سفیر ایران برای مذاکره با عثمانی ها به خاک آنها می‌رود.

 

6-والیان پشتکوه لرستان(ایلام کنونی)  :

والیان پشتکوه لرستان (( ایلام امروزی)) عبارتند از : 1- حسن خان فیلی  2- عباسقلی خان فیلی 3- حیدر قلی خان فیلی 4- حسینقلی خان فیلی   5- غلامرضا خان فیلی  که آخرین آنها بوده است.

در دوره حسن خان بود که محدوده تحت اختیار والی لرستان به ایلام امروزی محدود گردید. مشهور ترین والی لرستان پشتکوه، حسین قلی خان است که لرد کُرزن به ملاقات با او اشاره کرده و می‌نویسد ((وی خوش محضر است و قیافه جالب و ریش دراز دارد و به اولقب ریش بزرگ داده اند او را الفیلی ( فیلی) هم می خوانند و به واسطه هیبت زیاد و خشونتش ابو قداره لقب دارد))  نام ایلام طبق اظهارت لرد کُرزن ده بالا بوده است، اما بعدها به خاطر همین حسینقلی خان به حسین آباد معروف می شود. ژاک دومورگان فرانسوی هم در کتاب، هیئت علمی فرانسه در ایران ج 2 صص 241-242 به دیدار با این والی اشاره می‌کند و به نوعی حرف‌های کُرزن در باره او را تأیید می کند . البته نا گفته نماند حسینقلی بارها و بارها در جنگ با اعراب آنها را از تجاوز به مرز ایران بازداشته و متواری کرده است . غلامرضا خان پسر او هم همانند حسینقلی خان جسور بوده است ،اما با ظهور خاندان پهلوی ، و احضار او توسط رضاخان به تهران ، او با نقدینه و جواهرات به عراق گریخت و اینگونه خاندان والیان متلاشی گردید.

به دستور این والی در منطقه تخت خاتون واقع در 34 کیلومتری ایلام امروزی بر روی سنگی به عرض 1 و طول  2متر مختصری از تاریخ والیان آورده شده است. او در این کتیبه که به خط فارسی نوشته شده است: تاریخ لرستان فیلی را بررسی می کند و این سندی است بر این که ایلام همان لرستان پشتکوه است که اکنون با مختصری تغییر در فرهنگ مواجه شده است، که در ادامه به آن خواهیم پرداخت .

در دوره پهلوی با کنار رفتن والیان بر اساس آخرین تقسیم بندی در سال 1339 هـ.ش ایران به 14 استان 6 فرمانداری کل ، 139 فرمانداری و 449 بخشداری تقسیم شد . که استان ایلام کنونی شهرستانی از استان کرمانشاهان محسوب می‌شد ،  اما بنا به آخرین تقسیمات کشوری و بر اساس مصوبه هیئت وزیران در 17 فروردین 1353 هـ.ش فرمانداری کل ایلام به استان کنونی تبدیل شد.   .

 

   ادامه مطلب


• یادی از شاعران لر لک

پنجشنبه 19 تیر 1393 نویسنده: آرش محمدی |

·         وقتی زندگینامه ی این بزرگان را مطالعه می کردم جداً از اینکه شاعران لر با وجود این همه ذوق، استعداد، قریحه و اشعار زیبا، تا این حد ناشناخته اند، بسیار ناراحت و سرخورده شدم  :

·          

·         دلم زخمی و پُر دردَه، به ئیر گوش      تموم خو خو یا لُر بین فراموش

·          

·         در ادامه ی معرفی شاعران لر وظیفه ی خود دیدم که به معرفی دو تن از شاعران گرانقدر منطقه ی کوهدشت بپردازم.

·         مرحوم اسفندیار غضنفری امرائی و برادر بزرگش مرحوم اسداله امیرپور امرائی هر دو از فرزندان نظر علی خان امرائی (ملقب به امیر اشرف) خان مقتدر منطقه ی طرهان می باشند.

·         شایان ذکر است ،مرحوم نظرعلی خان امرائی خود نیز طبعی روان داشته است، که متأثر از طبع عشیره ای و صفای ایلیاتی وی بود. اکثر فرزندان مرحوم نظرعلی خان امرائی از مشاهیر و نخبگان لرستان بوده اند. که در این بین به معرفی دو تن از این فرزندان با طبع و ذوق می پردازیم.

·          

·        

   ادامه مطلب


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :